دوشنبه | اسفند ۷, ۱۳۹۶

خندانک ها

زبان شناس ها روی تمایز گفتار و نوشتارتاکید دارند و عموما گفتار رو بنیادی تر از و مقدم بر نوشتار می دانند. گفتار از واحدهای صوتی ساخته شده و نوشتار از واحدهای دیداری (الفبا). ما توی گفتار با تغییر لحن کلام و با حرکتهای سر و دست، هیجانات و احساساتمان را هم به گفتارمان اضافه می کنیم. مثلا در حین صحبت کردن با طرف لب خند می زنیم، یا لرزش توی صدای مان از ناراحتی یا اضطراب مان حکایت می کند. چیزی را می گوییم و بلافاصله چشمک می زنیم (یعنی جدی نگیر یا هر چیز دیگر). نوشتار اساسا از این توان گفتار بی بهره است، شاید هم بود، تا پیش از این که emoticons وارد نوشتار شوند. البته هنوز متون چاپی خیلی به ندرت از این نشانه ها استفاده می کنند، ولی واقعیت این است که نوشتار این قابلیت را پیدا کرده که هیجانات و عواطف ما را به شکلی تقریبا طبیعی به مخاطب منتقل کند. منظورم از “طبیعی” در مقابل قراردادی است. خندانک ها (smilies) نشانه هایی هستند تقریبا طبیعی، یعنی شما با دیدن آن ها به مفهوم شان پی می برید، یا به بیان فنی تر در مورد این نشانه ها رابطه بین دال و مدلول از نوع طبیعی است.

منظور نظر بنده از طرح این موضوع این است که اینترنت دارد فاصله بین گفتار و نوشتار را کم می کند. یا شاید بهتر باشد بگوییم داره امکانات زبان گفتاری رو به زبان نوشتاری هم انتقال می دهد. البته این نشانه ها قبل از رواج اینترنت به وجود امدند، ولی همه گیر شدن و استفاده مستمر ازشان واقعا مدیون اینترنت است. چت بازهای حرفه ای که اصلا امورات شان بدون خندانک ها نمی گذرد.

شاید بگویید که علامت های سجاوندی این کار را می کردند. اما این فرق دارد.