جمعه | اسفند ۴, ۱۳۹۶

#RICHKIDSOFTEHRAN

صفحه ی اینستاگرام بچه مایه دار های تهران

اولین واکنش ام این بود که فالو کردم!
تنها موضوعی که ناراحت کننده به نظرم رسید، شائبه ی سوء استفاده از جنسیت است. منظورم این است که به احتمال زیاد دخترهایی که در کنار استخر ها و داخل مهمانی ها عکس هایی از آن ها منتشر شده است، خودشان بچه مایه دار نیستند. و هم ردیف با ماشین های گران قیمت و ساعت ها و جواهرات و ساختمان های گران قیمتی که در عکس های این صفحه منتشر می شود؛ یعنی در قالب کالاهای لوکس قرار می گیرند. یعنی دخترهای زیبا هم به واسطه ی پول خریداری شده اند و به این مکان ها آورده شده اند. که در کنار بقیه ی کالاهای زیبا و تجملی، نمایش داده شوند.
که البته اگر این احتمالی که من عرض کردم واقعیت نداشته باشد و این دخترها خودشان هم جزو همین طبقه ی متمول بوده باشند، به عقیده ی من چیز ناراحت کننده ی دیگری وجود نخواهد داشت.

عکس ها کلاژی از نتایج جستجوی گوگل در این باره هستند

عکس ها کلاژی از نتایج جستجوی گوگل در این باره هستند

برای من عجیب این بود که چه دلیلی داشت که یک صفحه با بازدید کننده خیلی محدود در اینستاگرام، این همه بازتاب رسانه ای داشته باشد. نحوه ی بازتاب به شکلی بود که موجی از خشم و نفرت عمومی را بر علیه این قشر بر انگیخته است.
به گفته ی ایجاد کنندگان، هدف این صفحه، نمایش دادن شکل متفاوتی از زندگی در ایران است. یعنی به قولی روی دیگر سکه! و مخاطبان آن هم، نه تنها ایرانی ها، که مردم دیگر کشورهای جهان هستند. که بعله! در ایران هم ویلاهای آن چنانی و جشن ها و میهمانی های آن چنانی و رستوران های لوکس و کالاها و برندهای گران قیمت و جوانانی که شاد و شنگول زندگی می کنند وجود دارد. شاید هدفی که ایجاد کنندگان صفحه داشتند، معرفی وجهه ی دیگری از ایران باشد. (خبری جدای جنگ و آوارگی و سرگردانی و قتل و سر بریدن و بمباران و … که مدت زیادی است این روز ها از خاور میانه در رسانه ها می بینیم).
نمی دانم چه اصراری است که اوضاع را بد تر از آنی نشان دهیم که در واقع هست!
از طرفی یک صفحه، موظف نیست که به همه چیز بپردازد. یک صفحه در رسانه های اجتماعی، تنها یک صفحه است. و خب، نمایان گر افکار مدیران آن صفحه. برای نشان دادن کاستی ها و بدبختی ها و فقر و فلاکت و بیداد و بی عدالتی، صفحه ها و اشخاص دیگری هستند که کارشان را هم انجام می دهند.
آسیب ِ مهم ِ جامعه ی امروز را، کتمان ِ در آمد و اموال می دانم. یعنی به باور ِ من، جامعه از آدم هایی که واهمه ای از نمایان کردن ِ دارایی های خود ندارند آسیب ِ کمتری خواهد دید تا از افرادی که چنین دارایی هایی دارند اما آن را کتمان می کنند.
یادی می کنم از صفحه ای که چند ماه پیش، درست به همین شکل رسانه ای و مشهور شد: «آزادی های یواشکی زنان در ایران»
آن صفحه، عکس هایی از زنانی منتشر می کرد که تحت سلطه ی برادر یا پدر یا شوهر یا مردان دیگر خانواده یا جامعه، استثمار شده اند، حق ندارند روسری از سر بردارند و یواشکی در دامن دشت و دمن عکس هایی با ترس و لرز می گرفتند و می فرستادند.
اگر بخواهیم مقایسه کنیم، آن صفحه، حاوی اغراق هایی در باره بدبختی و فلاکت ایرانیان بود؛ و این صفحه، حاوی اغراق هایی در باره ی رفاه و خوشبختی برخی مردم ایران.
اگر صفحه ی آزادی های یواشکی مورد توجه رسانه های معتبر غیر ایرانی قرار گرفت (و به جرئت بگویم هدف آن نیز مطرح کردن چنین موضوعی در رسانه های بین المللی بود)، ناشی از نا آگاهی مردم کشورهای دیگر از وضعیت واقعی ایران بود. یعنی این خبر ِ یواشکی روسری از سر برداشتن ِ دختران ِ ایرانی، در کنار ِ «بطور مثال» خبر ِ دیگری از عربستان قرار گرفت که چند دختر ِ شجاع، در روز ِ خاصی رانندگی کردند و تابوی ممنوعیت ِ راننده گی یِ زنان در عربستان را شکستند… و پس از آن هم دستگیر شدند.
این حرف ِ من به معنی راضی بودن از وضع ِ موجود نیست. اما نیک می دانیم که سالهای سال است که زنان در شبکه های اجتماعی عکس های بدون روسری و روپوش گذاشته اند. و می دانیم که جامعه ی ایران (یا دستکم بخش قابل توجهی از آن)، مانند جوامعی مثل ِ عربستان و … نیست که مردان ِ قوم، زنان را مجبور به رعایت ِ حجاب کنند. کما این که در محافل ِ خصوصی و جایی که امکان دخالت ِ حکومت در آن نیست، زنان و مردان ِ فامیل و آشنا، بدون ِ حجاب کنار ِ هم می نشینند.
هر چند که قرار گرفتن در تیتر ِ اخبار شاید موضوع ِ جالب و مهیجی باشد، اما خبرنگاری که با استفاده از دانش ِ اندک ِ مردم ِ دنیا نسبت به ایران، واقعیت را طوری جذاب و ژورنالیستی کند که اطلاعات ِ نادرستی از ایران منتشر شود، از نظر ِ من اقدامی خائنانه است. حال آن که اعتراض ِ عمده ای روی چنین رویکردی صورت نپذیرفت.
صفحه ی «بچه مایه دارهای تهران» را هم در همان راستا و تلاشی در جهت ِ نشان دادن ِ وجه دیگری از زندگی در ایران به جهانیان ارزیابی می کنم. که خواسته یا ناخواسته به این شکل رسانه ای شده!
آشکارا اقرار می کنم که خود ِ من نیز در تلاش برای به دست آوردن ِ چنان زندگی و چنان ویلا و چنان خودرو و چنان رفاهی هستم. یعنی هدف ِ من هم از کار و زحمت ِ روزانه ام، دست یابی به چنان سطحی از رفاه است.
مشکل ِ مهم تر از بچه مایه دارها (حالا به هر طریقی که بچه مایه دار شده باشند!) و فوفول ها و تی تیش ها (با داف و پاف اشتباه نشود!) ، مشکل ِ وجود ِ ظاهر فریب ها است.
به اصطلاح ِ بچه ها، «حاجی ها» و «بچه حاجی» هایی را می شناسیم که لباس ِ مندرسی به تن دارند و خودروهای خیلی معمولی سوار می شوند، اما اوضاع مالی شان بسیار بهتر از آن چیزی است که نشان می دهند. خوب فهمیده اند که این طوری خیلی بهتر است!
این متن ِ من را هیچ متن ِ جدی و علمی تلقی نکنید! می خواهم بگویم که یکی از دلایل ِ نفرتی که مردم ِ خشمگین ِ زمان ِ انقلاب از شاه داشتند، همین شیک پوش بودن و خوش تیپ بودن اش و مجلل زندگی کردن اش بود!
و الان بعد از این همه سال که عوام فریبی دیدیم و دروغ دیدیم و ریا دیدیم، می بینم که باز مردم با دیدن چند ویلای مجلل و چند ساعت طلا و ماشین ِ مدل بالا، چه طور باز رگ ِ غیرت شان بالا زده و همه ی ثروتمندان را طاغوتی و زالو صفت و فلان می نامند و از صنعتی که در آن استاد و ماهر شده اند به لطف ِ کامنت نویسی در فیسبوک! یعنی صنعت ِ فحاشی کمترین دریغی نمی کنند! انگاری تا قبل از ساخته شدن ِ این صفحه، نه کاخی بود و نه رانت خواری و نه کسی که از راه ِ نادرست پول و پله ای به چنگ زده!
میگم خوب شد ثروتمند نشدم ها! وگرنه با این قلب ِ رئوف و مهربان ام یا دق می کردم یا می رفتم همه ی ثروتم را منتقل می کردم سوئیس؛ یه شصت متری اجاره می کردم توی دریان نو با یه پراید هاچ بک!

۵ Comments

  1. توحید

    این نوشته قائد در تایید اون قسمت نفرت از شاه: “ساختمانهایى مرتقع که براى دانشگاه شیراز روى تپهاى در غرب شهر مىساختند سبب غیظ ما مىشد که معتقد بودیم چنین نمایشهایى براى سرگرمکردن روشنفکران و مردم و عقبانداختنِ انقلاب است. پسگردنىها از روزگار لازم بود تا حساب کار دستمان بیاید و بدانیم حق چیست و امتیاز کدام است.
    http://www.mghaed.com/lawh/u/shiraz.memoirs.3.htm#Gh

  2. حسین م

    براستی چرا در مردم کشوری با این سبقه تاریخی وفرهنگی حسادت وتنگ نظری وبدبینی اینچنین نهادینه شده؟در اینکه خیلی از این ثروتها نتیجه اقتصاد ناسالم و رانت و… شکی نیست .ولی چه بسیار انسانهایی را میشناسم که با سرمایه های چندصد میلیارد تومانی از صبح کله سحر تا بوق سگ در تکاپو و تلاشند.ایا انگیزه این افراد کسب درامد بیشتره؟من که میگم نه.این افراد رو باید پرستید که تو این جامعه پرریسک از نظر اقتصادی سرمایه های خود رو در چرخه اقتصاد نگه داشتن که ایجاد اشتغال و کار بکنه.ایا خانواده این افراد نباید از رفاه بیشتری نسبت به کارمندی که از ساعت ۵ بغل زن وبچشه برخوردار باشه؟یاد بگیریم که هر کسی که متموله دزد نیست وهر ادم کم درامدی امامزاده نیست.ضمنا سهیل جان با نظر شما که گفتی کتمان ثروت و درامد یه افت بزرگ برای جامعه است رو قبول دارم ولی نگرش مردم به افراد متمول باعث ایجاد این عادت شده

  3. سعید ق

    تا حد زیادی با نوشته ت موافقم. حتی با وجود تفاوت آشکار دیدگاه سیاسی مون در مورد اینکه نفرت مردم از پهلویها هم می تونم موافق باشم. اما هر چقدر سعی می کنم لیبرال منشانه با این حضرات کنار بیام نمی شه. چون در یک نظام بشدت غیر شفاف مالی، پولدار بودن تنها از راههای خاصی حاصل می شه. البته پولدار بودن با پولدار بودن خیلی فرق داره. کسی که اینجور بی محابا خودشو عرضه می کنه -نمی گم صد در صد- برای پولش زحمت نکشیده. یا حتی ندیده باباش – حاجی یا تاجر- چه کرده. و این دقیقا نقطه ایه که به زعم من پهلوی ها سقوطشون شروع شد. کسایی که شروع به نمایش مایه داریشون کردن عملن هیچ نقشی در جریان تولید و اشتغال نداشتن و تنها با اتصال به رانت خاصی به اون حد مکنت و ثروت رسیده بودند.
    من هیچ وقت دیدگاه چپ گرایانه نداشتم اما با این موج مخالفت احساس نزدیکی بیشتری دارم تا موج حمایت.

    • البته من هم حمایتی از آنها نکرده ام.
      یعنی اصولن حمایت یا انزجار من از پولدار ها یا بی پول ها، تاثیری در اصلاح وضع موجود جامعه ام نخواهد داشت. هم چنان که بودن یا نبودن این صفحه و این عکس ها هم تاثیری در روند کسب ثروت (مشروع یا نا مشروع) نخواهد داشت.
      اما به نوعی وظیفه ی خودم می دانم که رذیلت های اخلاقی (فحش، خشونت، اختناق، وحشت آفرینی و …) را نکوهش کنم. یعنی بر این باور هستم که اگر در باره ی بد بودن این چیز ها بنویسم، تاثیری خواهد داشت.