جمعه | اسفند ۴, ۱۳۹۶

ملوک الطوائفی

من هیچ کاری با روابط دیپلماتیک ایران و عربستان یا ایران و بحرین یا ایران و امارات یا ایران با هر جای دیگری ندارم.
هیچ کاری به این که سرتیتر اخبار خبرگزاری های جهان چند ساعت روی خبر مرگ نمر ماند و چند ساعت روی حمله به سفارت عربستان در ایران ماند ندارم.
هیچ کاری با غیرت ایرانی که چرا در فاجعه منا خفقان گرفت و در اعدام شخصی بنام نِمر، سفارت آتش می زند هم ندارم.

من می پرسم که اگر قرار است که چند لات چاقو کش و آتش افروز (شما اسمش را بگذار مخلص، بگذار گروه فشار، بگذار خودجوش مردمی، بگذار عناصر خودسر، بگذار نفوذی، بگذار کودتاچی، بگذار فتنه گر؛ بگذار جنگ افروز، بگذار تجزیه طلب؛ یا هر اسم دیگری می خواهی رویشان بگذار) بتوانند به راحتی در این کشور وارد سفارتخانه شوند و بشکنند و بسوزانند و بروند، خب این کشور چه کشوری است؟ چرا شناسایی و دستگیر نشده اند؟ چه وضعیتی است که دیپلماسی کشور را یک مشت اراذل تحت الشعاع قرار می دهند؟

آقای روحانی؟ چند وقت پیش در یکی از سخنرانی های شما شنیدم که گفتید: «رئیس جمهورتان هر کاری بلد نباشد، کار امنیت ملی را به خوبی بلد است.» این بود؟
چرا خبر دستگیری و محاکمه و یافتن سرسلسله و آمران این اقدام مخاطره انگیز علیه امنیت ملی و صلح جهانی را نمی شنویم؟
اصولا چرا چنین اتفاقی در پایتخت ایران و در یک سفارتخانه حساس افتاده است؟
چرا جلوی مهاجمان گرفته نشد؟ اگر قادر به جمع کردن چند لات موتورسوار و کوکتل مولوتوف به دست در پایتخت کشور خودتان نیستید، دم از اقتدار و ایجاد امنیت در عراق و سوریه زدن چیست؟

اگر توان ندارید که جلوی عده ای را که راست راست راه می روند و ساختمان آتش می زنند بگیرید، خب بگویید برادر من.

من بر این باور هستم که قشر افراطی مغلوب و کنار رانده شده، برای حفظ و بقای خود وارد بازی خطرناکی شده. نا آرام کردن کشور. پیشتر نیز شنیده بودیم که این بی وطن ها، ابایی از به آتش کشیدن سرزمین پارسیان ندارند.
این اقدامات گردنکشانه و غیر دیپلماتیک، بدون قبول رسمی مسئولیت اقدامات و پنهان شدن در قالب عبارت های (احساسات مردمی؛ خشم خودجوش و …) در راستای آن اقدامات تخریبی است که منتج به جنگ افروزی می شود.
نگران طرحی هستم که در تلاش است برای تخلیه نظامی عربستان، آن کشور را وارد جنگی فرسایشی کند.
نگران طرحی هستم که تلاش خواهد کرد ایران را شبیه سوریه متلاشی کند. ابزار این طرح، قرار دادن افراط گرایی مذهبی در مقابل افراط گرایی لائیک است که در شرایط فعلی، متاسفانه زمینه هر دو مورد در جامعه وجود دارد.
تئوری نفوذی و گماشته بودن عناصری در دولت پیشین، با تخریب های عامدانه برای فلج کردن اقتصاد ایران و تلاش در جهت فقیر کردن ایران، به شکلی موید این مدعا بود. این پروسه با تغییر دولت متوقف شد. اما می بینیم که این سلسله جنبانی ها و آشوب سازی ها با این اقدامات ایذایی این چنینی از سر گرفته شده است.
کسانی که چنین توطئه ی خونینی را شروع کرده اند بدانند که خودشان هم در معرض خطر هستند.
در خاتمه دوباره عرضم را تکرار می کنم: بحث ارتباط داشتن یا نداشتن با این کشور یا آن دولت نیست. بحث سفیر و کاردار و روادید نیست. بحث خوف از این رسانه یا آن رسانه نیست. بحث ترس و تعارف نیست.
بحث سر این است که آیا دولت ایران این اقتدار را دارد که از پس ایذائات عناصر و عوامل مختلفی که در کشور صاحب قدرت و ثروت و نفوذ هستند بر بیاید یا خیر؟ اصولا بعد از دو سال و نیم، اجماع و تعامل شایسته و بایسته در این زمینه صورت پذیرفته است یا خیر؟
به باور من، اصل مشکلات ایران، در داخل تولید و مرتفع می شود.
دولت در مجامع مختلف بین المللی مواضعی می گیرد و پیمان هایی را امضا می کند. تضمین بهبود شرایط و برون رفت از وضعیت فعلی و بهبود وضعیت اقتصادی و تداوم سرمایه گذاری، منوط به وجود امنیت و اقتدار دولت مرکزی است. استطاعت دولت در عملی کردن حرف های تعهد آوری است که می گوید.
امیدوارم در هفته آینده خبرهای خوشحال کننده ای در باره خشکیده شدن (دستکم سرکوب شدن) چشمه ی تمرد، نافرمانی، اغتشاش و آشوبگری بشنویم.

ملوک الطوائفی