دوشنبه | اسفند ۷, ۱۳۹۶

اصلاح طلبی اصلاح شده

بعد از انبوه رد صلاحیت های انتخابات مجلس، در عمل خیلی سخت بود پیش بینی کنیم که تمامت خواه ها به این شیوه «شیرین» از مجلس رانده شوند. حتا صحبت های اولیه آقای روحانی (درست زمان اجرایی شدن برجام و بعد از اولین موج اعلام خبر رد صلاحیت ها) گلایه آمیز و منفعلانه بود که «نیاز به برگزاری انتخابات نیست و همین آقایان تشریف ببرند مجلس!» و «من و شورای نگهبان وظایف مشترکی در باره قانون اساسی داریم و من از تمام اختیاراتم استفاده خواهم کرد.» و «می بایست برجام ۲ را در داخل اجرا کنیم.»
اما چه شد و چه عاملی باعث شد که وضع از آن شکل نا امید کننده که هیچ چهره ی شاخصی از معتدل ها و اصلاح طلب ها (و حتا افرادی که با دولت پیشین اندک زاویه ای داشتند) باقی نمانده بود؛ به این صورت در آمد که حتا یک نفر #تَکرارمیکنم : حتا یک نفر از لیست تندروها در تهران به مجلس راه نیافت و در سایر حوزه های انتخابی هم افراطی ها از ورود به مجلس باز ماندند؟
عارف (و مجموعه ی اصلاح طلبان) نشان دادند که از اشتباه های سال ۸۴ و اشتباه تئوری خروج از حاکمیت که در مجلس ششم مرتکب آن شدند، فاصله گرفته اند. این موضوع را روز سه شنبه ی پیش از انتخابات هفتم اسفند خود آقای عارف هم در صحبت هایی که در ستاد پهنه شمال تهران خودش کرد مکرر اذعان و اعلام کرد.
آیا ساماندهی و تهیه و تدوین چنان لیستی (ائتلاف فراگیر اصلاح طلبان و اعتدال گرایان) بعد از آن هجمه و آن طرز رد صلاحیت کم سابقه و عناد آمیز، در مدتی کوتاه، کار ساده ای بود؟ اگر همه ی خطاهای حزب مشارکت یا اصلاح طلبان افراطی را هم به حساب شخص محمدرضا عارف بنویسیم، این قدرت راهبری و مدیریت این ائتلاف و تبدیل آن از یک لیست قلع و قمع شده به یک لیست «پیروز»، نشان از ظهور یک خط مشی و تفکر جدید در راهبردهای دکتر عارف است. طبق عادت مالوف، عارف (و اصلاح طلبان) می بایست می گفتند که فایده ای ندارد و باید قهر کنیم و خارج شویم و تحریم کنیم! اما دیدیم که چنین نکردند. دیدیم که خیلی حرفه ای و خیلی سازمان یافته توانستند با «داشته های موجود!» لیست تهیه کنند و به تمامت خواهان یک رودست تاریخی و به یاد ماندنی بزنند.
خب؟ این کار اگر نشان از درایت و پختگی دکترعارف نیست پس چیست؟ هرگز از تاثیر ویدیوی تاریخی آقای خاتمی غافل نیستم. منتها ایشان تنها تیر خلاص را زد و برای این لیست نام زیبای «امید» را برگزید. اما تهیه این لیست با درایت و راهبری دکتر عارف بود که عملی شد.
اگر اصلاح طلب ها در انتخابات سال ۸۴ اشتباه کردند بابت معرفی معین، اشتباه دیگرشان هم (بعنوان دولتی که بر سر کار است) همین بود که نتوانستند بین موجود ها (هاشمی رفسنجانی و کروبی و معین و مهرعلیزاده) یکپارچگی ایجاد کنند و رای های مردم ِ منفعل و سردرگم آن دوره مثل جگر زلیخا تکه پاره نشود! پس وظیفه ی یک حزب یا یک جریان یا یک تشکیلات، جز صحبت و تعامل و مذاکره و توافق در جهت جذب رای حداکثری و حصول موفقیت در آن برهه چه بود؟ نکردند. نتوانستند. طرف مقابل را دستکم گرفتند. مغرور شدند.
در سال ۸۸ هم چرا نپرسیم که چرا وزن سیاسی افرادی که از کروبی حمایت کردند از افرادی که از موسوی حمایت کردند بیشتر بود؟ شما همسنگ غلامحسین کرباسچی و عبدالله نوری و عطاءالله مهاجرانی و محسن کدیور و عبدالکریم سروش و محمدعلی نجفی و … چه افرادی را در حلقه حامیان موسوی معرفی می کنید؟ البته همه محترم و با ارزش. اما چرا حلقه ی میرحسین موسوی در جذب این اشخاص و چهره ها موفق نشد؟ چرا افرادی که در دوره اصلاحات زندانی شدند و مجبور به خروج از کشور شدند و از کار بر کنار شدند (با این که بسیاری از آنها از یاران و نزدیکان هاشمی رفسنجانی بودند) در حلقه حامیان میرحسین نگنجیدند و به کروبی گرویدند؟
چطور شد که فعالیت جنبش سبز (پیش از روز رای گیری سال ۸۸) در کارناوال های شبانه و شال و پارچه و شاخ و کلاه سبز و شعارهای «احمدی بای بای» و «دکتر برو دکتر» نمود پیدا می کرد؟ به خودم اجازه نمی دهم که بخواهم سیاست های تبلیغاتی ستاد مهندس موسوی را پوپولیستی تلقی کنم یا اصولا ورود دیرهنگام (اگر نگوییم نابهنگام) ایشان به صحنه را عاملی از عوامل بروز آن اتفاقات تلخ قلمداد کنم. اصولا ظهور پدیده (کروبی) در آن دو دوره ناشی از وجود کدام خلاء ها بود؟ در اصل کروبی کجا به جنبش سبز تپانده شد؟ تنها در صورتی این فرض پذیرفتنی است که اعتراض های بعد از اعلام نتایج سال ۸۸ را به طور کلی و عام، «جنبش سبز» بنامیم. که نامگذاری دقیقی نیست. یادمان است که «جنبش سبز» در روزهای تبلیغات انتخاباتی متولد شد نه پس از اعلام نتایج.

از موضوع دور شدم!

چیزی که امروز نیاز است، ایجاد فضایی کم تنش تر و آرام تر برای آغاز و ادامه کار مجلس است. دیدیم که از بامداد هشتم اسفند تا روز انتخاب رئیس مجلس خبرگان، نتیجه آرای تهران تا چه حد حساسیت برانگیز و واکنش برانگیز شد. «گر تو نمی پسندی، تغییر کن قضا را!» اما اگر نمی توانیم تغییر کنیم قضا را دستکم فضایی ایجاد کنیم که بتوانیم کارهای دیگرمان را در پیش بگیریم. حساسیت ها را کم کنیم، راه را بر لج بازی ها ببندیم، آرامش ایجاد کنیم تا بتوانیم کار کنیم. ریاست مجلس هم یک سال یک سال است. تا ببینیم سال آینده اوضاع از چه قرار است!