شنبه | دی ۳۰, ۱۳۹۶

دفاع از حقوق مرد

می خواهم چیزی بنویسم در باره ی تشکیل ِ کمیته (یا تشکل یا ستاد، یا انجمن) دفاع از حقوق مرد. و چنین چیزی هم تشکیل بدهم.
چند وقت است در ذهن ام هست.
زمانی بود که می گفتند زن با لباس ِ سفید به خانه ی شوهر می رود و با لباس ِ سفید می آید بیرون.
و زن ها به خاطر ِ حفظ ِ کانون ِ خانواده شان؛ و بچه ها شان؛ و آب روی خانواده و این حرف ها، تحمل می کردند. و بر می تافتند.
و دیر گاهی ست که جوامع، اتحادیه ها، تشکل ها، وبلاگ ها و هزار چیز ِ دیگر برای دفاع و شناسایی و استواری و پایداری و حقوق ِ زنان و مرد ستیزی و زن سالاری و … تشکیل شده اند و فعالیت می کنند. نقاشی ها، اثرهای هنری، شعر ها، داستان ها و … .
ولی مرد ها در این زمینه بسیار عقب اند.
نه مرد ها هشتم ِ مارس دارند. نه جامعه و تشکلی جدی برای آسیب شناسی ی جامعه ی مردان؛ دفاع از حقوق ِ مرد و … .
الان طوری شده است که دیگر مرد برای حفظ ِ کانون ِ خانواده اش کوتاه می آید و:
«باشه عزیــزم. خب نمی ریم.»
و شایع هم شده. کار ِ تشکیلاتی در زن ها باعث ِ ایجاد ِ انسجام و پیروزی گردیده و بی برنامه گی و بی تشکلاتی در مرد ها آن ها را روز به روز منفعل تر کرده است.
قصد دارم مطلب ِ تازه ام را در این زمینه بنویسم.
این چند خط بماند تا اگر دوستان کمکی هم داشتند بنویسند.
در حالت ِ جالب اش احتمالن خودمان تشکلی تاسیس کنیم و عضوگیری هم بکنیم. برای علت یابی، خروج از آن پاسان ِ کنونی، و ارائه ی راه.
و آموزش های لازم برای دوستان ِ عزیز ِ زن ذلیل. (که شده آسیب ِ قرن ِ ۲۱ قربون اش برم!)
به زودی کامل می کنم و می آیم.
البته این وصله ها به ما نمی چسبد. من اگر هم زن ذلیل باشم، تکنیکی ام.

اصولن مردها خاصیتی دارند که تا جایی که از در یافتن ِ جواب ِ سوآلی عاجز نشون، آن را با دیگران در میان نمی‌گذارند. بسیاری از حرف‌ها و مشکلات و درونی های شان را چون نیازی نمی‌بینند؛ یا غرور‌شان یا چه می دانم غیرت‌شان اجازه نمی‌دهد؛ بروز نمی‌دهند.
این باعث می‌شود که سعی کنند همه‌چیز را خودشان حل کنند.
و این باعث می‌شود که (انجمن) یا (تشکل) یا (صنف) ِ لازم، میان ِ مرد‌ها تشکیل نشود. چون درد ِ مشترک‌شان را نمی‌دانند.
برعکس زن‌ها همه چیز شان را به هم می‌گویند. و درد ِ مشترکی یافت می‌شود که فریاد کنند.
و این‌باعث می شود در تحقیق هم مجبور شوم به برداشت‌هایِ شخصی تکیه کنم. و این جا که من ام ایمکانات نیست که بخواهم به مراجع و جوامع ِ عمومی مثل ِ دادگاه ها یا حل ِ اختلاف‌ها مراجعه کنم و تحقیقات ِ میدانی کنم. (که بود هم فکر می‌کنم حال و حوصله‌ی عجیبی می‌خواست )
و خب به این نکته هم از آن طرف ِ قضیه اشاره کنم که در عوض زنان هم از خواسته‌هایِ خود خیلی خیلی عقب نشسته اند. و به قولی منطقی تر شده اند. این باعث شده که جریان ِ افراطی که داشت از اتحاد ِ موجود کمی بیش‌تر برداشت کند کم کم عقب زده شود. البته وضعیت ِ اقتصادی یِ نامناسب ِ شایع در اکثریت ِ جامعه و کم شدن ِ استقبال ازِ ازدواج؛ میان ِ مردان، وجود ِ تسهیلات ِ یک‌بار مصرف و … باعث شده زن به زنده‌گی واقعی تر نگاه کند.
فقط مشکلی که اگر پیش بیاید پیش می‌آید؛ فرهنگ ِ جدید ِ ناشی از نان آور شدن ِ زن می‌شود که روحیه یِ خاص ِ خودش را برای ِ زن خواهد آورد.
موضوع در حالت ِ کلی قابل ِ حل به نظر می رسد.

و این نوشته‌ها را چرک نویس در نظر بگیرید. می دانم خیلی ساده‌انگارانه است. ولی همین الان نوشتم اش که یادم بماند سرفصل ها. و یاد ِ شما هم بماند.

Tagged with: