شنبه | دی ۳۰, ۱۳۹۶

زن ها و مرد ها

زن ها و مرد‌ها (۱)

شاید زن‌ها تمایلی به گرفتن حق خود ندارند که حق‌شان پای‌مال می‌شود!
دوران اوایل انقلاب که حجاب اجباری شد، الگو‌ی پوششی‌ی مردان نیز تغییر کرد. سال ۶۲ برادرم یادم است. می‌خواست برای قبولی‌ی دانش‌گاه تاییدیه بگیرید. یک شلوار سبز چرک‌تاب می‌پوشید و یک پیراهن کلفت زیتونی که روی شلوار‌اش می‌انداخت. ریش‌اش را اصلاح نمی‌کرد و جمعه‌ها نماز جمعه می‌رفت.
بسیار یادم است پسر‌ها را به خاطر آستین کوتاه یا نحوه‌ی شانه‌کردن‌ِ مو‌ی سر گرفته بودند و کتک زده بودند.
شلوار جین ممنوع بود، ممنوع. چه در مدارس چه دانشگاه و چه خیابان.
بلند کردن‌ِ مو ممنوع بود. و ماشین می‌شد.
الگو‌ی پوشش‌ِ زنان نیز مانتو، شلوار، جوراب ضخیم و کفش پست و آرایش‌نکردن و سیبیل! … بود. در مواردی نیز چادر اجباری بود. از نوع سیاه برای ادارات.
الگو‌ی پوششی مردان به کلی تغییر کرده اما زنان هنوز در ادارات و مدارس و دانشگاه‌ها به همان شکل می‌گردند.
داخل دانشگاه الآن پسر‌ها شلوار لی می‌پوشند، پیراهن آستین کوتاه می‌پوشند، لباس‌ها‌ی رنگی می‌پوشند، مو‌ها‌ی‌شان را بلند می‌کنند.
اما دختر‌ها هنوز داخل دانش‌گاه یک مقنعه‌ی مشکی و یک رو‌پوش‌ِ گشاد تن می‌کنند. گویا به نوعی به این پوشش‌شان خو کرده‌اند و هرگز مبارزه‌یی در جهت حذف انجام نداده‌اند:
دختر‌ها یا زنان هنگامی که رو‌سری سرشان نیست غریبه می‌بیند‌شان دست و پای‌شان را گم می‌کنند و می‌دوند قایم می‌شوند یا رو‌سری سر می‌کنند. که این از دست‌آورد‌ها‌ی رژیم فعلی است. یعنی دختر‌ها گویا هیچ مبارزه‌یی در جهت رفع محدودیت‌شان نمی‌کنند و خود‌شان نیز به همین راضی‌اند. نگویید نمی‌گذارند. برا‌ی پسر‌ها هم بود. تازه محدودیت را گاهی خود‌شان ایجاد می‌کنند. سوآل‌ام این‌است: وقتی از پنجره بیرون را نگاه می‌کنی روسری سر می‌کنی، کی هست که نگذارد؟
الان وضع پوشش‌ِ پسر‌ها تقریبن شبیه بقیه‌ی مردم دنیاست. اما دختر‌ها تفاوت اساسی دارند.

آسیب شناسی:
جایی این حرف را گفتم یکی از دختر‌ها گفت که این مسایل برا‌ی ما مهم نیست و دنبال‌اش نرفته ایم.
دختر‌ِ چادری‌یی بود که گفت: به ما از بچه‌گی گفته‌اند که اگر مو و تن ات را غریبه ببیند، می‌ری جهنم. اما کسی شما را تهدید نکرده که اگر مو بلند کنید می‌رید جهنم!
یکی از دوستان هم گفت که مرد ها خودشان هم موثر اند. وقتی روسری‌ی زنی می‌افتد یا مانتوش از رو‌ی شلوارش کنار می‌رود، شوهرش یا پدرش یا برادرش چشم‌غره می‌رود که خودتو مرتب کن یا جمع و جور بشین.

در یاد‌داشت‌ِ بعدی Ladies First و اثرات‌ِ آن در محیط کار را بر‌رسی می‌کنیم. شما اسم‌اش را بگذارید زن در فعالیت اجتماعی و اشتغال.

پ. ن. یادداشت های دیگران:
خیلی عالی بود من نوشتن ساده در مورد مسایل مهم رو خیلی دوست دارم همیشه باید روان و رک صحبت کرد و با کلمات قلمبه سلمبه که ادمها را از هم تفکیک می کنه حذر کرد در خیلی از وبلاگها این جریان وجود داره که به نظر من بسیار بسیار بسیار متحجرانه است.
نویسنده: کیمیا

با مطلبت خیلی موافق نیستم
نویسنده: اتفاق

ای کاش مساله فقط روسری بود . یا وضعیت دینی بعد از انقلاب … ای کاش مرد سالاری ریشه هایش به همین ۲۰ سال پیش بر می گشت در ایران … نه به هزار سال پیش….آه چه ساده دلانه نوشتی
نویسنده: زن ناقص العقل است!

(آخوندی بخون)به به.بالاخره شروع کردی.چشمم روشن.آزادی که میخوای همینه.آزادی که تو میخول بی بند و باری هست.مرگ بر مزدور.اعتراف کن چقد از آمریکا به حسابت واریز شده.آراذل سیاسی.اوباش فرهنگی!!!!!! مرگ بر مزد بگیر خائن.ما جنگ نکردیم که به همین راحتی ارزشهامون رو از دست بدیم.ما خون جوونهامون رو دادیم که حالا اراذلی مثل تو این حرفا رو نگن.اصلا نظر آیت الله امامی کاشانی رو توی خطبه های نماز جمعه درباره لایحه الحاق به کنوانسون منع …. رو خوندی.ببین ما کی هستیم.خفن هستیم.ما یه مشت درون گرا هستیم که همش به آخرت و بهشت و جهنم فکر میکنیم.(البته اینو به خورد مردم میدیم ) مردم باید بهشت برن.مگه دست خودشونه؟ مرگ بر مزدور.
نویسنده: عمار در مه

نمی دونم در این باره چی بگم.ولی خوب دیگه … محدودیت با مخلفات اینم یه جور دیگه است.
نویسنده: کنکوری

سلام. با مطلب ات موافق ام. با همه ی آن.
نویسنده: سپهر

سهیل خان اینها رو که نوشتی ناشی از کم کاری خانمها نیست، اگر هم هست ، تمام قضیه نیست. تو از فرهنگی که در اون مردها هر جور بخوان رفتار میکنن و در نهایت بهشون میگن: عیاش! و زنهاش دست از پا خطا بکنن بهشون میگن: فاحشه! چه انتظار دیگه ای داری؟؟ داستان جهنم و موی بلند و این خزعبلات اسلام ، ناشی از فسیل تربیتیه که تو روح همه اثر گذاشته و پاکسازی اساسی لازم داره.
نویسنده: مینا خواب‌گرد

اصلن نمی‌دونم چرا این حرف رو زدی اما به نظر من ما دختر‌ها خیلی داریم تلاش می‌کنیم. کی گفته تو یه مهمونی دست‌و‌پا مونو گم می‌کنیم؟ خدایی نظرت اینه؟ سهیل جون من فقط خودمو نمی‌گم راجع به همه‌ی دخترایی که می‌شناسم حرف می‌زنم. ما هم سعی‌مونو می‌کنیم.
نویسنده: هستی

از ماست که بر ماست … ما هر چه می کشیم متاسفانه از فرهنگمان است که هنوز رشد کافی نکرده است .
نویسنده: ایران امروز

همه چیز تلفیقی از صفر و یک است. مردم و پدیده ها طیف های مختلف طوسی اند ، نه سیاه یا سپید و من به این رسیده ام.
بچه های همه دنیا اشعار کودکانه می خوانند تا روح لطیف و حساس آنها نقش کینه و عقده به خود نگیرد. نمی دانم متولد چه سالی هستی ولی من خوب به یاد دارم در مدرسه ابتدایی که درس می خواندیم- دو تا مدرسه پسرونه و دخترونه کنار هم بود و رقابت وحشتناکی هر روز صبح بین بچه ها می انداختند که کدوم مدرسه بلندتر صلوات بفرسته و امریکا رو بترسونه. بعدش هم یا ضجه نامه یادمون می دادن که گناهانمون بخشیده بشه یا این شعر را میخوندیم- ناگفته نماند مدرسه ما در یکی از محله های خوب تهران واقع شده بود و همه پدر و مادر ها تحصیلکرده بودند. پسر و دختر نداشت – یک روز در میان بچه های این مدرسه و اون یکی باید پا می کوبیدند تا زمین بلرزه و دشمن فرار کنه و این شعر را می خوندن: رفتم جبهه/ دیدم دشمن/ از جا پریدم / خنجر کشیدم/ گفتم ترسو / گفتم بزدل… البته در این مورد مساوات بین پسر و دختر رعایت شده بود!!
نویسنده: ال الا

سهیل خان خیلی حال کردم.
نویسنده: حمید

سلام. نه بابا، همش تقصیر خودشون نیست.
نویسنده: مهدی

خدا رو شکر یکی پیدا شد یه ذره حرف حساب بزنه….
نویسنده: یه انسان

بیا به سمت فراموشی این قالب ها …..
نویسنده:: فوکو را فراموش کن

می دونی شماها بودین که این چادرها را برای خانمها انتخاب کردین و اگر خانمی از پوشیدن چادرش ناراحت هستش شما ها مقصر هستید. ولی من برای خودم آزادم و حرف کسی هم گوش نمی دم.
نویسنده: کیانا

سلام.مطلبت جالبه اما بگو ببینم آیا مگه آقایون برای تغییر پوشش شان مبارزه کردند که پوشش اونا تغییر کرد.؟اگر مبارزات آقایون اینهمه موثر بوده چرا در عرصه های سیاسی و اجتماعی از این تاثیر بری(به کنار)بوده ایم؟! ایا یک مرد جرات این را داره که غیر از اعتقاد رسمی جامعه حرف دیگه ای بزنه؟اینا همه اش برای من جای سوال داره…من نه در مقام مخالفت بلکه در مقام نقد مطلب شما اینارو نوشتم…
نویسنده: نی لبک

اما من اصلا فکر نمی کنم که زنهامقصرین صد در صد نا برابری جنسی هستند . به هر حال بایست یک زن به دنیا آمده باشی تا بفهمی یک مبارزه ی دایم برای احقاق حقوق جهانی ؛ آن هم نه فقط درون مرزی (از نوع مقابله مردان در ایران برای داشتن موی بلند؛ بلکه در همه ی امور )چقدر توان فرساست . این که یک عمر مجبور باشی خودت را ثابت کنی و در هر موقعیت جدیدی این بازی از نو آغاز شود؛این یک جنگ دایم است برای تمامی زنانی که به خود آگاهی رسیده اند و بسیار سخت است.
نویسنده: سپیده

من فقط به چند نکته کوچک اشاره می‌کنم/سخت گیری برای پوشش در دانشگاه (چه برای پسر چه برای دختر) تا سال ۷۶-۷۷ ادامه داشت و همچنان مقنعه برای دختران و آستین بلند برای دختران اجباری بود…/ نمی‌دانم شما در کدام دانشگاه تحصیل می‌کنید یا کرده‌اید.. توصیه می‌کنم سری به دانشکده های هنرهای زیبا ، فنی و علوم دانشگاه تهران بزنید شاید تغییراتی را به چشم ببینید… مثلا این که می‌شود با روسری هم به دانشگاه آمد حتا روسری سفید یا آبی…/شادزی ؛ مهرافزون !
نویسنده: سپید تاک

فکر میکنی پس چرا دختر های ایرونی اغلب حریص و عقده ای شدن آخه این همه آرایش که تو خیابون میکنن فکر میکنی نشونه چیه پس؟
آرایش خیلی هم خوبه ولی هر جایی یه جور آرایشی رو میطلبه بعضی از آرایشهای دخترا تو خیابون همون آرایشیه که زنای خراب تو خارج میکنن…
نویسنده: مهدی ت

مشکل جای دیگر است دوست. سی‌چهل سالِ پیش پوششِ زنانِ ایران هم شبیهِ (تقریباً ) پوششِ زنان دز اروپا بود، اما در عینِ حال اگر دختری «دست از پا خطا می‌کرد» خیلی خوش‌شانس می‌بود اگر زیرِ مشت‌و‌لگدِ برادر ـ که خودش با دخترِ هم‌سایه، یا دو کوچه آن‌سوتر سروسر داشت‌ـ زنده می‌ماند. مشکلِ ما مشکلِ فرهنگی‌ست. حالا دیکتاتوری‌ی شتری را هم ـ که خیلی هم خوب زیرو‌بمِ این فرهنگ را می‌داند ‌‌‌ـ اضافه کن. جالب است! در همین پیام‌ها کسی آمده‌است و کاریش به کارِ شما و آنچه نوشته‌ای نیست از بیخ؛ آمده است تبلیغ‌اش را بکند. شما را، و وبلاگِ شما را ابزاری برای انجامِ مقصودش یافته‌است. ما با چنین جانورانی سروکار داریم … بس است دیگر دارم جوش می‌آورم. بدرود!
نویسنده: حسین بامداد

من با نظرت تقریبا موافقم ولی خودمونیم الان وضعیت اینجوریه؟ الان تو خیابون طرز لباس پوشیدن دخترها رو ببین.
نویسنده: کوروش

میدونی سهیل عزیز، درد زن ایرانی تنها روسری و دو سانت کوتاه و بلند بودن مانتو نیست. درد نادیده گرفته شدن هم نیست، درد زن ایرانی تلاش بی پایان برای دست یابی به حقوق برابره. حقوقی که انسانیت بهش داده و دست کثیف شریعت و مذهب ازش گرفته. من به عنوان یک زن، حقوقی رو میخوام که به زور حروف و عبارت کج و معوج از من دزدیدن و با یک شستشوی مغزی بسیار ظریف، مجبورم کردن بپذیرم که همینه و چیز دیگه ای نیست. من برای گرفتن حقم به کسی التماس نمیکنم بلکه باهاش میجنگم. خوب یا بد، زن ایرانی باید بفهمه کجاست و چرا پوشش سیاه براش بهترین زینته! زن ایرانی باید خودش رو بشناسه و اگر این پورسه کمی طولانیه، به این معنی نیست که تمایلی به گرفتن حقش نداره
نویسنده: هستی

درد زنها دردی ست که در بهترین شرایط سیاسی و اقتصادی باز هم انها را پشت شانه های سرد و ستبر شما نگاه می دارند … چون مردها هنوز نخواسته اند ما را بشناسند و هنوز فکر می کنند داشتن یک لباس نو باعث رضایت زن از زندگی ست . انها هنوز نفهمیده اند که انچنان اعتماد به نفس زنان را گرفته اند که از ناچاری به فالگیرها پناه بردهاند… خیلی حرف دارم خیلی…
نویسنده: رهای آبی

جامعه ای که همه رنج می کشند و شکنجه می شود وقتی از تبعیض های اجتماعی از مشکل کار و نان و حقوق فردی که در جامعه ای پایمال شود بگویی . تمام این مشکلات وقتی مربط به زن باشد بغرنج تر می شود و این در ایران عین حقیقت است . چون فضای مرد سالار ادمهای خسته و نگاههای حریص من را ،زن را بسی بدتر میدرند…. فقط نگاه کن. مشکل از جای دیگری نیست مشکل از خودماست و ما خود را به نقد کشیده ام تا مشکل شاید ۱۰۰ سال دیگر شروع کند به حل شدن
من عصبی نییستم سهیل جان. من فقط خیلی غمگین و دل شکسته ام…. من با ال الا دوستم . بین من و او زنجیر نامرئی تفاهمی روحی محبت ایجاد می کند… سهیل من مردها و زنها را دوست ندارم. ادمها را دوست دارم. ادمهایی که ممکن است مرد باشند یا زن . تو هرگز نمیدانی درون ما زنها چه می گذر پشت دیوار سرد شانه های شما. همچنان که یک سفید پوست هرگز رنج تبعیض درونی شده یک سیاه پوست را نمی تواند بفهمد…..
نویسنده: زن ناقص العقل است.

Tagged with: