جمعه | اسفند ۴, ۱۳۹۶

شوخی کردم …!

اصولن ما دوست داریم هنرمند مان بدبخت باشد و در فلاکت و فقر بمیرد تا یادش را گرامی داشته باشیم. نه؟

و نشان والای وارستگی برای ما شده همین اشاره به بیچارگی و فلاکت هنرمند کردن.
حال می کنیم وقتی بگوییم پرویز فنی زاده وقتی اجرا داشت صاحبخانه اثاثش را ریخت توی کوچه.
لذت می بریم وقتی بگوییم سعدی افشار نان شب نداشت بخورد.
یا سوسن خواننده وقتی افتاده بود پاش شکسته بود پول نداشت دکتر برود و چند ماه شکسته بسته و علیل توی پارکینگ فلان کسک زندگی می کرد.
یا گلشیری تا روز آخر درگیر کرایه خانه بوده.
و این طوری اگر بگوییم یه حس لطیف و رقیق در باره ی شخص در ما تهییج می شه و بر باعث و بانی ی این اوضاع لعنت می فرستیم.
حالا اگر ببینیم یک نفر مثل مهران مدیری، بنز S60 خریده و فلان قدر درآمد کسب کرده از همین «دلقک بازی»! حتمن تاب نمی آوریم.
حتمن لجن مالش می کنیم!

بنا داشتم نوشته ی مستقلی بنویسم در باره ی مهران مدیری. اما هنوز فرصت نشده.

همیشه هم «مردم» به صورت خودجوش وارد عمل می شوند و مخالفت می کنند با انجام کاری. و «مردم» فلان می کنند.
این را قبول کنیم: نوشته هایی که از طرف مردم حکم صادر می کنند و تعمیم می دهند به کل جامعه، پرت و پلا به حساب می آید.
شما فکر کن اصلن چیزی حدود ده میلیون امضا هم بابت حرفی که زده ای جمع کرده باشی. این شد تعمیم به کل جامعه؟ خب تو حرفت را بزن و بگو نظر خودم است. مردم با مهران مدیری شوخی ندارند یعنی چه؟ مردم کی هستند؟

 

  • مردم دوست داشتند رفتند قهوه تلخ را خریدند و کپی نکردند
  • مردم نرفتند ویلای من را نخریدند
  • مردم رفتند مشت محکم بر دهان استکبار و یاوه گویان زدند
  • مردم این رژیم را نمی خواهند
  • مردم در راه پیمایی بیست و سه تیر تکلیف شان را با اراذل و اوباش مشخص کردند
  • مردم از میدان شهیاد تا میدان فوزیه راهپیمایی سبز سکوت برگزار کردند
  • مردم در نهم دیماه دندان فتنه را شکستند…

مردم را رها کنید. حرف خودتان را بزنید.

آن چیزی که هضم اش برای برخی سخت است، همین پولدار شدن یک شخص از راه هنر یا از راه بازیگری یا از راه نویسندگی یا از راه کارگردانی یا از راه دلقک بازی است. مهران مدیری ننه بابا پولدار که نبوده. کار کرده. ثروتمند شده.

بعد از برنامه پرواز ۵۷ و برنامه نوروز ۷۲، سال های هفتاد و سه هفتاد و چهار بود اگر اشتباه نکنم. ساعت خوش یادم است. برنامه متفاوت و جذابی بود. آن موقع (انصار حزب الله) روی بورس بود! و یادمان هست که بخاطر پخش برنامه «ساعت خوش» چه قشقرقی به پا کردند و چه طور برنامه را تعطیل کردند و چه طور اعضای آن گروه را تاراندند! یادمان باشد که این بازیگران بعد از بازی در ساعت خوش، مدتها بیکار بودند و نمی توانستند جایی بازی کنند.
یکی شان دق کرد و مرد، یکی دوتاشان کارشان به آسایشگاه روانی کشید، یکی دودی شد، بقیه هم بعد از مدت زیادی بی کاری رفتند سراغ نقش های در پیت. حالا یکی مثل مهران مدیری توانست چند سال چند سریال طنز پخش کند و مردم را جذب کند. خاری شده رفته توی چشم یه عده. حالا هم با شوخی کردم دارد از موقعیت و ثروت و شهرت اش استفاده می کند یک لشکر کمدین را که به حاشیه رانده شده اند وارد گود کرده. بازم شد اخ!
شوخی کردم
کم کم دارم عصبی می شوم و ممکن است حرف ناشایستی بزنم. تا همین جا. عزت مزید!

Tagged with: