دوشنبه | اسفند ۷, ۱۳۹۶

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

 

روخوانی شعر با صدای سهیل قاسمی

 

تصحیح قزوینی غنی

شماره ۸۷

 

 

حُسن‌ات به‌اتفاق ِ ملاحت جهان گرفت

آری! به اتفاق، جهان می‌توان گرفت

 

افشایِ راز ِ خلوتیان خواست کرد شمع

شُکر ِ خدا که سرّ ِ دل‌اش در زبان گرفت

 

زین آتش ِ نهفته که در سینه‌یِ من است

خورشید، شعله‌ئی‌ست که در آسمان گرفت

 

می‌خواست گُل که دم زند از رنگ و بویِ دوست

از غیرت ِ صبا، نفس‌اش در دهان گرفت

 

آسوده، بر کنار – چو پرگار – می‌شدم

دوران، چو نقطه، عاقبت‌ام در میان گرفت

 

آن‌روز شوق ِ ساغر ِ می خرمن‌ام بسوخت

ک‌آتش زِ عکس ِ عارض ِ ساقی در آن گرفت

 

خواهم شدن به کوی ِ مُغان آستین‌فشان

زین فتنه‌ها که دامن ِ آخرزمان گرفت

 

می خور که هر که آخر ِ کار ِ جهان بدید

از غم سَبُک برآمد و رطل ِ گران گرفت

 

بر برگ ِ گُل به خون ِ شقایق نوشته‌اند

ک‌آن‌کَس که پُخته شد، می ِ چون ارغوان گرفت

 

حافظ! چو آب ِ لُطف زِ نظم ِ تو می‌چکد

حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

 

 

حافظ شیراز به روایت احمد شاملو

اجرای شعر با صدای احمد شاملو

 

Tagged with: ,