دوشنبه | اسفند ۷, ۱۳۹۶

ساقیا بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

 

روخوانی شعر با صدای سهیل قاسمی

 

تصحیح قزوینی غنی

شماره ۸۶

 

ساقی بیا که یار زِ رُخ پرده بَرگرفت

کار ِ چراغ ِ خلوتیان باز درگرفت

 

آن شمع ِ سَر گرفته، دگر، چهره برفروخت

وین پیر ِ سال‌خورده، جوانی زِ سر گرفت

 

آن عشوه داد عشق که مُفتی زِ رَه بِرَفت

وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت

 

زنهار از آن عبارت ِ شیرین ِ دل‌فریب

گویی که پسته‌یِ تو سخن در شکَر گرفت

 

بار ِ غمی که خاطر ِ ما خسته کرده بود

عیسا دَمی خدا بفرستاد و برگرفت

 

هر سَرو قَد که بر مَه و خور حُسن می‌فروخت

چون تو درآمدی، پی ِ کاری دگَر گرفت

 

زین قصّه هفت گنبد ِ اَفلاک پُرصدا ست

کوتَه‌نظر ببین! که سخن مختصر گرفت

 

حافظ! تو این سخن زِ که آموختی؟ که بخت

تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت

Tagged with: ,