دوشنبه | اسفند ۷, ۱۳۹۶

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

 

روخوانی شعر با صدای سهیل قاسمی

 

تصحیح قزوینی غنی

شماره ۸۴

 

ساقی بیار باده که ماه ِ صیام رفت

دَردِه قَدَح که موسم ِ ناموس و نام رفت

 

وقت ِ عزیز رفت، بیا تا قضا کنیم

عمری که بی حضور ِ صراحی و جام رفت

 

مست‌ام کن! آن‌چنان که ندانم زِ بی‌خودی

در عرصه‌یِ خیال، که آمد، کدام رفت

 

بر بوی ِ آن که جرعه‌یِ جام‌ات به ما رسد

در مصطبه، دعای تو، هر صبح و شام رفت

 

دل را که مُرده بود، حیاتی به جان رسید

تا بویی از نسیم ِ می‌اش در مشام رفت

 

زاهد غرور داشت، سلامت نبُرد راه

رند از ره ِ نیاز به دارالسلام رفت

 

نقد ِ دلی که بود مرا، صَرف ِ باده شد

قلب ِ سیاه بود؛ از آن در حرام رفت!

 

در تاب ِ توبه چند توان سوخت هم‌چو عود

می دِه که عمر در سر ِ سودا یِ خام رفت

 

دیگر مکن نصیحت ِ حافظ؛ که ره نیافت

گم‌گشته‌ئی که باده ناب‌اش به کام رفت

Tagged with: ,