سه شنبه | مهر ۲۵, ۱۳۹۶

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

 

روخوانی شعر با صدای سهیل قاسمی

 

تصحیح قزوینی غنی

شماره ۱۶

خمی که اَبرو یِ شوخ ِ تو در کمان اَنداخت

به قصد ِ جان ِ من ِ زار ِ ناتوان انداخت

 

نبود نقش ِ دو عالم که رنگ ِ اُلفت بود

زمانه طرح ِ محبّت نه این زمان انداخت

 

به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد

فریب ِ چشم ِ تو صد فتنه در جهان انداخت

 

شراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمن

که آب ِ رو یِ تو آتش در ارغوان انداخت

 

به بزم‌گاه ِ چَمَن دوش مست بُگذشتم

چو از دهان ِ تو‌ام غنچه در گمان انداخت

 

بنفشه طرّه‌یِ مفتول ِ خود گره می‌زد

صبا حکایت ِ زلف ِ تو در میان انداخت

 

زِ شرم ِ آن که به رو یِ تو نسبت‌اش کردم

سمن به دست ِ صبا خاک در دهان انداخت

 

من از وَرَع می و مطرب ندیدمی زین پیش

هوا یِ مُغ‌بَچِه‌گان‌اَم در این و آن انداخت

 

کنون به آب ِ می ِ لعل خرقه می‌شویم

نصیبه‌یِ اَزَل از خود نمی‌توان انداخت

 

مگر گُشایش ِ حافظ در این خرابی بود

که بخشش ِ ازل‌اش در میِ مُغان انداخت

 

جهان به کام ِ من اکنون شود که دور ِ زمان

مرا به بنده‌گی‌یِ خواجه‌یِ جهان انداخت

 

اجرای غزل با صدای فریدون فرح اندوز

تصحیح پرویز ناتل خانلری

 

شماره ۱۷

 

خمی که اَبرو یِ شوخ ِ تو در کمان اَنداخت

به قصد ِ خون ِ من ِ زار ِ ناتوان انداخت

 

شراب خورده و خوی کرده کِی شُدی به چمن

که آب ِ رو یِ تو آتش در ارغوان انداخت

 

به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد

فریب ِ چشم ِ تو صد فتنه در جهان انداخت

 

زِ شرم ِ آن که به رو یِ تو نسبت‌اش کردند

سمن به دست ِ صبا خاک در دهان انداخت

 

بنفشه طرّه‌یِ مفتول ِ خود گره می‌زد

صبا حکایت ِ زلف ِ تو در میان انداخت

 

من از وَرَع می و مطرب ندیدمی زین پیش

هوا یِ مُغ‌بَچِه‌گان‌اَم در این و آن انداخت

 

کنون به آب ِ می ِ لعل خرقه می‌شویم

نصیبه‌یِ اَزَل از خود نمی‌توان انداخت

 

نبود رنگ ِ دو عالم که نقش ِ اُلفت بود

زمانه طرح ِ محبّت نه این زمان انداخت

 

مگر گُشایش ِ حافظ در این خرابی بود

که بخشش ِ ازل‌اش در میِ مُغان انداخت

 

جهان به کام ِ من اکنون شود که دور ِ زمان

مرا به بنده‌گی‌یِ خواجه‌یِ جهان انداخت

 

 

 

اختلاف نسخه ها بر اساس تصحیح خانلری

 

بیت یکم:

در جهان انداخت

بقصد جان من

 

بیت دوم:

کی روی بچمن | خوش شدی بچمن | چون شدی بچمن | میروی بچمن

آتش بِارغوان

 

بیت چهارم:

بشرم آنکه

نسبتش کردم

سحر بدست صبا

 

بیت پنجم:

طرّه‌ی مفتون | طرّه‌ی مفتون را | طرّه‌ی مفتول را

به آبی بخرد | به آبی نخرد

 

بیت ششم:

ندیدمی هرگز

درین میان انداخت

 

بیت هشتم:

نبود نقش دو عالم

که نقش رویت بود

که رنگ الفت بود

 

بیت نهم:

که قسمت ازلش

 

 

حافظ شیراز به روایت احمد شاملو

 

شماره ۱۸

 

خمی که اَبرو یِ شوخ ِ تو در کمان اَنداخت

به قصد ِ جان ِ من ِ زار ِ ناتوان انداخت

 

 

به بزم‌گاه ِ چمن دوش مست بگذشتم

که از دهان ِ تو اَم غُنچه در گمان انداخت!

 

بنفشه طرّه‌یِ مفتول ِ خود گره می‌زد

صبا حکایت ِ زلف ِ تو در میان انداخت،

 

به یک کرشمه که نرگس زِ خودفروشی کرد

فریب ِ چشم ِ تو صد فتنه در جهان انداخت. –

 

خراب ِ خطّ ِ عِذار ِ تو اَم. تَعالی اللَه!

چه کِلک بود که این نقش ِ دل‌سِتان انداخت؟

 

#

 

نبود نقش ِ دو عالم، که رسم ِ اُلفت بود

زمانه طرح ِ محبّت نه این زمان انداخت! –

 

من از وَرَع می و مطرب ندیدمی زین پیش

هوا یِ مُغ‌بَچِه‌گان‌اَم در این و آن انداخت؛

 

 

کنون به آب ِ می ِ لعل خرقه می‌شویم

نصیبه‌یِ اَزَل از خود نمی‌توان انداخت!

 

مگر گُشایش ِ حافظ در این خرابی بود

که بخشش ِ ازل‌اش در میِ مُغان انداخت.

 

 

حافظ به سعی سایه

 

شماره ۱۶

 

خَمی که ابرو یِ شوخ ِ تو در کمان اَنداخت

به قصد ِ جان ِ من ِ زار ِ ناتوان انداخت

 

نبود رنگ ِ دو عالم که نقش ِ اُلفت بود

زمانه طرح ِ مَحبّت نه این زمان انداخت

 

به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد

فریب ِ چشم ِ تو صد فتنه در جهان انداخت

 

شراب خورده و خوی کرده کی شدی به چمن

که آب ِ رو یِ تو آتش در ارغوان انداخت

 

به بزم‌گاه ِ چمن دوش مست بگذشتم

چو از دهان ِ تو اَم غنچه در گمان انداخت

 

بنفشه طرّه‌یِ مفتول ِ خود گره می‌زد

صبا حکایت ِ زلف ِ تو در میان انداخت

 

ز شرم ِ آن که به رویِ تو نسبتش کردند

سمن به دست ِ صبا خاک در دهان انداخت

 

من از وَرَع می و مطرب ندیدمی زین پیش

هوا یِ مغبچگانم در این و آن انداخت

 

کنون به آب ِ می ِ لعل خرقه می‌شویم

نصیبه‌یِ ازل از خود نمی‌توان انداخت

 

مگر گشایش ِ حافظ در این خرابی بود

که بخشش ِ ازل‌اش در میِ مغان انداخت

 

جهان به کام ِ من اکنون شود که دور ِ زمان

مرا به بندگی ِخواجه‌یِ جهان انداخت

 

 

Tagged with: ,

پاسخی بگذارید