دوشنبه | اسفند ۷, ۱۳۹۶

شاید چون یک زن است

حقی که از فاطمه حسینی ضایع شد.

 

شاید چون یک زن است!

 

گاهی اوقات از میکروفون های باز مجلس در لا به لای صحبت های غیر رسمی رد و بدل شده، چیزهایی شنیده می شود که چه بسا این حاشیه ها از متن اصلی بیشتر آدم را به فکر وا می دارد.

هنگام رای شماری در جلسه رای اعتماد سه وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی، خانم ها هم خواستند که نماینده ای از ایشان بالای صندوق های رای حاضر شود. که بالاخره یک نفر از خانم ها در جمع افرادی که بالای صندوق بر روند شمارش نظارت می کردند حاضر شد. در پخش زنده تلویزیون، صحبتی که از میکروفونی که نزدیک آن جمع بود و باز مانده بود شنیدم، صدای مردی بود که می گفت: حالا برای یک خانم می توانیم یک جا درست کنیم. البته برای یک دختر خانم!

و گویا خانم فاطمه حسینی شخصی بود که از طرف بانوان رفته بود بالا که ناظر شمارش آرا باشد.

مته به خشخاش نمی گذارم. اما چه معنی دارد این عبارت ِ «البته برای یک دختر خانم»؟ آیا منظور، تحقیر ِ ایشان است به خاطر ِ سن و سال ِ کم؟ آیا منظور یک متلک ِ جنسیتی است که بعله چون شما دختر خانم هستی و باریک اندام، جا می شوی و اگر دختر خانم نبودی، حجمت بیشتر بود و در این میان جا نمی شدی؟ آیا یک شوخی بین دو همکار در مجلس است؟

باشد. من هیچ قضاوتی نمی کنم. شاید بگویید از کاه کوه می سازم. اما شما بگویید این چه ادبیاتی است که یک مرد ِ نماینده ی مردم در مجلس با یک همکار ِ خود (که از قضا یک زن ِ جوان است) صحبت می کند؟

 

چند ماه پیش هجمه ی عجیبی هم بر علیه همین «دختر خانم» ایجاد شد. به خاطر یک صحبت چند دقیقه ای که در زمان حضور وزیر ارتباطات در مجلس انجام شد.

 

من ویدیوی صحبت این خانم در آن جلسه را به دقت گوش کردم. ایشان نه اشاره ای به پدرش و حقوق او کرد و نه حرفی از سفره انقلاب و برداشتن سهم و این چیزها زد. در باره هجمه فحاشی ها در اینترنت راجع به او و همسرش گفت و اتهام سوءاستفاده مالی صرافی همسرش در دوره احمدی‌نژاد را تکذیب کرد و از وزیر ارتباطات خواست که برای این فحاشی ها و تخریب ها در فضای مجازی راه حلی پیدا کنند.

 

اگر هر کسی از دوستان جایی این حرف که (که بله. ما سهم خودمان را از سفره ی انقلاب برداشته ایم) را چه در مجلس و چه هر جایی دیگر از این خانم شنیده است، به من هم نشان دهد.

این شخص در حضور وزیر ارتباطات، از فحاشی و تخریب و اتهام فساد هفت هزار میلیارد تومانی او و همسرش و هجمه ای که بر علیه او در صفحه اش در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی ایجاد شده گفت و از وزیر ارتباطات خواست تا چاره ای برای این نحوه ی تخریب و فحاشی سازمان یافته بیندیشد.

 

فحاشی و تخریب و بی مدرک سخن گفتن در دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی، چیزی نیست که ما از آن بی خبر باشیم. به نوعی همه ما درگیر آن هستیم. لیونل مسی برای این که به ایران گل زده با آن درگیر است، باید چرت و پرت در اینستاگرامش نوشته شود، سحر قریشی برای این که فلان حرف را در برنامه دید در شب زده باید فحش بشنود! عباس عراقچی بخاطر این که عکس نوه اش را گذاشته باید از کوچک زاده بشنود که نوه اش با دلارهای نفتی بزرگ شده! سالومه ی برنامه من و تو چون از سروش ِ برنده ی سری اول عکدمی طلاق گرفته باید فحش های جنسیتی بشنود، ساسی مانکن باید از طرفداران امیر تتلو فحش بخورد، زیر پست های جواد ظریف در فیسبوک و زیر پست های حسن روحانی در اینستاگرام هم عده ای به جان هم بیفتند و با رکیک ترین و وقیح ترین عبارت ها، همدیگر را که نمی شناسند فحش باران کنند. من ِ شهروند هم بخاطر این که زیر هر صفحه از هر شخص سرشناس (چه سیاسی و چه هنری و چه ورزشی و …) بی اختیار باید فحش و خزعبل و الفاظ رکیک و بی ربط ببینم، ترجیح دهم بجز اکانت های پرایویت دوستان نزدیکم، هیچ صفحه ی عمومی از هیچ آدم ِ سرشناس و هیچ رسانه و خبرگزاری رسمی ئی را فالو نکنم.

 

البته که وزیر ارتباطات به خواسته فاطمه حسینی در باره چاره کردن مشکل فحاشی و تخریب در دنیای مجازی وقعی ننهاد. جالب است که یکی از هجمه هایی که علیه فاطمه حسینی بود این بود که او گفته که رسانه های مجازی را محدود کنید و فیلترینگ را شدید تر کنید!

اما دیدیم که این معضل چندی بعد با ابتکار شخصی بنام «بزرگمهر حسین پور» تا حد زیادی با موفقیت (دستکم برای مدتی) برطرف شد. یعنی ابتکاری که ایشان به خرج داد و چالشی ایجاد کرد مبنی بر «بلاک کردن» کاربرانی که سخن های ناشایست در فضای مجازی می پراکنند. این پیشنهاد با استقبال گسترده ای مواجه شد و مدتی همه ی کاربران، پیغام های بد را مسدود می کردند. این باعث شد که مدتی در صفحه های عمومی کمتر شاهد فحش و بد و بیراه باشیم. ببینید… این بار هم با یک ابتکار ساده از کاربر معمولی. نه با استفاده از فیلتر کردن و ضرب و زور. ای کاش این ابتکار پیش از بزرگمهر، به ذهن آقای واعظی رسیده بود!

 

خب. این موضوع اگر موضوع مرتبط با بحث وزارت ارتباطات نیست، پس چه موضوعی مرتبط است؟ آقای علی مطهری رئیس آن جلسه ی کذایی که با لحنی که انگار با چه حرف می زند می گوید شما اگر داخل موضوع حرف نزنی میکروفونت را قطع می کنم، چطور تشخیص دادند که موضوع رسانه های مجازی ارتباطی به وزیر ارتباطات ندارد؟ آقای رئیس! تا بحال میکروفون کدام نماینده مجلس در یک نطق یکی دو دقیقه ای به خاطر این که رئیس جلسه تشخیص داده خارج از موضوع است قطع شده بود؟ چطور است که وقتی نماینده ای بعنوان تذکر آیین نامه ای شروع به خواندن ِ شعر ِ «یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی» و الا آخر، همراه با ترجمه ی همزمان ِ فارسی می کند و در پاسخ ِ رئیس جلسه که می گوید مقدمه اش را خلاصه کند می گوید که مثل این که شما با امام حسین مشکل دارید! کسی به صرافت قطع میکروفون نمی افتد؟ چطور است که برای یک خانم جوان میکروفون قطع می کنید؟ چون او یک زن است؟ یا چون از نظر ِ شما بچه است؟

 

لیستی رای دادن از خصوصیات انتخابات حزبی (چند حزبی) است که مدت ها است جزو آمال ما بوده! این بار مردم تهران به تمامی اعضای لیست رای دادند. این اتفاق مبارکی تلقی می شد در راستای گام نهادن به یک اتفاق دموکراتیک بزرگ. اما افسوس که حزبی شدن انتخابات ما هم مثل حرفه ای شدن فوتبال ما است! ظواهر آن حرفه ای (حزبی) است اما در باطن همان است که بود!

اگر ما به لیست ائتلاف رای داده ایم می بایست خواسته هایمان را از ائتلافی که لیست را ارائه کرده پی گیری کنیم. اما این کار را نمی کنیم. از طرفی بعد از انتخابات، نه ائتلافی وجود دارد و نه حزبی. باشد هم پاسخگو نیست!

ائتلاف امید باید وارد می شد و موضوع را فیصله می داد. اگر کاندیدای مورد حمایت این لیست، تخلفی مرتکب شده باید پاسخگو می بود و اگر اجحافی در حق او شده، می بایست از نفر ِ خودش حمایت به عمل می آورد. کدام یک از اجزای ائتلاف امید، حتا یک جمله در باره ی این موضوع نوشتند و از حیثیت فاطمه حسینی دفاع کردند؟

چرا؟ چون یک زن است؟

طرف مقابل ما چه می کند؟ بقول دایی جان ناپلئون! از ضعیف ترین نقطه ی ما به ما حمله می کند! ضعیف ترین نقطه ی خانواده ی دایی جان ناپلئون، ناموس آن بود. ظاهراً ضعیف ترین نقطه ی ما هم همان ناموس است! : «چه معنی دارد یک دختر بچه بیاید بگوید بنام خداوند رنگین کمان؟ مگر مجلس جای بچه بازی است؟ یا چه معنی دارد دختر صفدر حسینی بیاید و بجای صحبت در انتقاد از عملکرد وزیر، مثل نطق میان دستور حرف بزند؟»

هیچکدام از ما هم نگفتیم که برادر! اگر خدای تو خداوند ِ رنگین کمان نیست، پس رنگین کمان را چه کسی خلق کرده است؟ چرا باید همه آن طوری که شما دوست داری بنام خدا بگویند؟

هیچکدام از ما نگفتیم که دوست عزیز! این شخص کجا از میزان حقوقی پدرش دفاع کرده؟ کجا گفته من سهمم را از سفره ی انقلاب برداشته ام؟ چرا دروغ می گویی؟

بین این همه نماینده مجلس، چرا باید فقط حمله ها به سمت «زنان ِ جوان» باشد؟ می گویم نقطه ضعف ما همان «ناموس» و «مردسالاری نهادینه شده در ما» است ناراحت می شوید!

یک دیدگاه

  1. ممنون متاسفانه این داستان همیشگی کشور ماست. توان و ظرفیت دیدن زنی جوان بر هیات رئیسه حتی سنی مجلس را نداریم. ظرفیت مطرح شدن زن جوان را نداریم. اگر مرد باشیم که تفکر “ضعیفه” در عمق وجودمان هنوز هست و اگر زن باشیم که أمان از حسادتها…