دوشنبه | اسفند ۷, ۱۳۹۶

نامم براهنی است

برگزیده یی از یادداشت دکتر براهنی به روزنامه ی ایران شهریور ۸۰ کانادا:
… ما از هیچ چیز قدیم و جدید وحشت نداریم. واژه هایی از نوع پسانیمایی و پست مدرنیسم و غیره، بویژه اولی به ما اصلا ارتباطی ندارد. احمد شاملو، هوشنگ ایرانی، احمدرضا احمدی، مفتون امینی، محمد حقوقی در شعرهای اخیرش، میتوانند پسا نیمایی خوانده شوند. من خود در آن همه شعر بی وزنم، و یا ترکیب وزن و بی وزنیهای اولیه ام ممکن است پسانیمایی خوانده شوم. اما در این حرکت جدید “پسای” هیچکس نیستم. پست مدرن و این قبیل چیزها هم نیستم. من شخصا کلیه ابداعاتی را که در زبان شعرم کرده ام، و در زبان خواسته ام، و از زبان طلبیده ام، در زبانهای دیگر ندیده ام، و برای زبانهای دیگر هم میخواهم. در ترجمه چهارده قطعه ی “تکاپو” به زبان انگلیسی، همراه شاعری جوان در تورنتو، به این نتیجه رسیدیم که زبان انگلیس باید به دگرگونی تن دربدهد تا آن چهارده قطعه ترجمه شود، و یا در آن زبان جا بگیرد. من این دگرگونی را فقط برای زبان فارسی نخواسته ام، برای شعر همه زبانهای مهم میخواهم. من زبان فارسی را فقط به این دلیل زبان مهمی نمیدانم که تجربه گران قیمت فردوسی، نظامی، شمس تبریزی، مولوی، پدر مولوی، شیخ روزبهان، سعدی و حافظ را در پشت سر داشته است. من به این دلیل نیز این زبان را مهم میدانم ـ و به رغم تسلطم به یک زبان بسیار غنی و عمیق و گسترده یعنی زبان انگلیسی ـ که این زبان ظرفیت غریبی برای تحول بیشتر، و از رهگذر این تحول، ظرفیت بیدار کردن امکانات دیگر در زبانهای دیگر، زبانهای مهم دنیا، را دارد. من با ادای جویده جویده چند مقاله ترجمه شده از توی دایره المعارف، از طریق دزدیدن حرف این و آن و نام این و آن، و قلب حقایق اسم درنکرده ام. من شاگرد وفادار بوده ام، در حال یادگیری، و بی دریغ یاد گرفته ها را تحویل تشنگان دیگر دادن. بزرگترین استعدادم یادگیری بوده است. و اگر از کسی چیزی یاد بگیرم خاک پایش را می بوسم، نه اینکه نامش و شعرش را بدزدم.
…کتاب جدیدم نیز مثل “خطاب به پروانه ها” از تعدادی شعر ـ در حدود صد تا ـ و یک مقاله طولانی در تئوری، شکل خواهد گرفت. عنوانش : “باده پیمایی با اژدها در تموز.” نامم براهنی است.
یکم شهریور ۸۰ تورنتو

یک دیدگاه

  1. salam. dar in ja ke hastam farsi nevisi emkan nadarad .pas ta az safar bargardam no deconstruction!